منتظرت می‌مانم

منتظرت می‌مانم
هم از آن بیش
که عبورِ ثانیه از هزاره‌ی مرگ،
هم از آن بیش
که تحملِ علف در بارشِ تگرگ.

منتظرت می‌مانم
هم از آن بیش
که شمارشِ بی‌حسابِ روز،
هم از آن بیش
که چند و چونِ هنوز.

منتظرت می‌مانم
می‌مانم تا آفتاب از مغربِ معجزه برآید وُ
تکلمِ حیرت از حلولِ درخت.


سید علی صالحی

(Visited 13 times, 1 visits today)

دیدگاهت را بگو

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *