برچسب: عمر
-
چون نیک و بد جهان به سر خواهد شد
رو بر سر افلاک و جهان خاک انداز می میخور و دل به ماهرویان میباز چه جای عتاب آمد و چه جای نیاز کز جمله رفتگان یکی نیامد باز آنرا که وقوف است بر اسرار جهان شادی و غم و رنج برو شد یکسان چون نیک و بد جهان به سر خواهد شد خواهی همه…
-
روزی که نیامده است و روزی که گذشت
این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت چون آب به جویبار و چون باد به دشت هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت روزی که نیامده است و روزی که گذشت خیام
-
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم وین یکدم عمر را غنیمت شمریم فردا که ازین دیر فنا درگذریم با هفت هزار سالگان سر بسریم خیام