-
گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است
گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است اما چه سود، حاصل گلهای پرپر است! شرم از نگاه بلبل بیدل نمیکنید کز هجر گل نوای فغانش به حنجر است؟! از آن زمان که آیینهگردان شب شُدید آیینه دل از دَم دوران مکدر است فردایتان چکیده امروز زندگی است امروزتان طلیعه فردای محشر است وقتی که تیغ…
-
ای چرخ فلک! ای خاک!
ای چرخ فلک! خرابی از کینهٔ توست بیدادگری شیوهٔ دیرینهٔ توست ای خاک! اگر سینهٔ تو بشکافند بس گوهر قیمتی که در سینهٔ توست خیام
-
چون نیک و بد جهان به سر خواهد شد
رو بر سر افلاک و جهان خاک انداز می میخور و دل به ماهرویان میباز چه جای عتاب آمد و چه جای نیاز کز جمله رفتگان یکی نیامد باز آنرا که وقوف است بر اسرار جهان شادی و غم و رنج برو شد یکسان چون نیک و بد جهان به سر خواهد شد خواهی همه…
-
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
گویند کسان بهشت با حور خوش است من میگویم که آب انگور خوش است این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار کهآواز دهل شنیدن از دور خوش است خیام
-
روزی که نیامده است و روزی که گذشت
این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت چون آب به جویبار و چون باد به دشت هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت روزی که نیامده است و روزی که گذشت خیام
-
دمی بهتر از این نتوان یافت
مهتاب به نور دامن شب بشکافت می نوش دمی بهتر از این نتوان یافت خوش باش و میندیش که مهتاب بسی اندر سر خاک یک به یک خواهد تافت خیام
-
سرود آشنایی
کیستی که من اینگونه بهاعتماد نامِ خود را با تو میگویم کلیدِ خانهام را در دستت میگذارم نانِ شادیهایم را با تو قسمت میکنم به کنارت مینشینم و بر زانوی تو اینچنین آرام به خواب میروم ؟ کیستی که من اینگونه به جد در دیارِ رؤیاهای خویش با تو درنگ میکنم؟ احمد شاملو
-
یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
یاد باد آن که سر کوی توام منزل بوددیده را روشنی از خاک درت حاصل بود راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاکبر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود دل چو از پیر خرد نقل معانی میکردعشق میگفت به شرح آن چه بر او مشکل بود آه از آن…
-
نتوان دل شاد
نتوان دل شاد را به غم فرسودن وقت خوش خود بسنگ محنت سودن کس غیب چه داند که چه خواهد بودن می باید و معشوق و به کام آسودن خیام
-
حدیث حافظ و ساغر
به کوی میکده هر سالکی که ره دانست دری دگر زدن اندیشه تبه دانست زمانه افسر رندی نداد جز به کسی که سرفرازی عالم در این کله دانست بر آستانه میخانه هر که یافت رهی ز فیض جام می اسرار خانقه دانست هر آن که راز دو عالم ز خط ساغر خواند رموز جام جم…